در آیینه رسانه ها :
گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»        اختصاصی/ نقش بارز نظام سلطه در طراحی و راه اندازی حوادث فتنه سال ۸۸        حلول ماه ربیع الاول مبارکباد        شعری که شب اربعین امسال در کربلا گفته شد        وحدت در آئینه نگاه امام        مدح و مراثی حضرت ابواالفضل العباس (علیه السلام)        بیانیه‏ شانزدهمین اجلاس رسمى مجلس خبرگان رهبرى «دوره‏ ى چهارم»        خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد        حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی        آخرین جمعه سال است کجائی آقا؟       
کلام نخست
صوت و فيلم

داستان مباهله ، کوتاه و مختصر

سندی بر حقانیت اهل بیت پیامبر (ص)

بخش مصفای نجران با دهکده های زیبای خود در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار داشت .

این نقطه خوش آب و هوا  ، تنها   منطقه ای بود که پیروان حضرت مسیح «علیه السلام» را در خود جای داده بود .   این در حالی بود که محمد مصطفی «صلی الله علیه و آله» عزم ، جزم کرده بود تا ندای حق خواهی و یکتا پرستی را به گوش جهانیان برساند . به همین منظور پیامبر مهربانی به بسیاری از کشورهای بزرگ ، نمایندگانی را اعزام می کرد تا پیام اسلام را به گوش آنها برساند و وظیفه ابلاغ رسالت الهی را به انجام رساند .

مسیحیان نجران نیز از جمله کسانی بودند که باید پیام دین حق را می شنیدند و با آئین حق پرستی مانوس  می شدند.

به همین دلیل در یکی از روزهای خوب خدا نماینده ای از جانب محمد «صلی الله علیه و آله» بر این مردم مسیحی وارد شد و پیام  پیامبر خدا را به آنان هدیه کرد.

مسیحیان نجران که اکنون با نماینده خاتم پیامبران روبرو بودند پیام را دیده و آن را مرور کردند . متن پیام برای اندیشمندان آنان بسی خواندنی و عبرت انگیز بود . این پیام خطاب به اسقف نجران اینگونه به رشته تحریر درآمده بود .

 «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع). [این نامه ایست] از محمد ((صلی الله علیه و آله وسلم))، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع) را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود . »

اسقف نجران پس از مطالعه نامه ، شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت و عقل و درایت آنان را برای برخوردی مناسب با نامه ، به خدمت گرفت . یکی از آنان که به عقل ، رای و نظر مشهور بود اینگونه لب به سخن گشود : «ما بارها ازپیشوایان خودشنیده ایم که روزی منصب نبوت ازنسل اسحاق (ع)به فرزندان اسماعیل(ع) انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد صلی الله علیه و آله وسلم ـ که از اولاد اسماعیل (ع) است ـ همان پیامبر موعود باشد».

اعضای شورا پس از شنیدن نظر این مرد تصمیم گرفتند تا گروهی به عنوان نمایندگان نجران به مدینه بروند و با محمد صلی الله علیه و آله از نزدیک دیدار داشته و دلایل نبوت او را از زبان او بشنوند .

 اکنون نمایندگان نجران مقابل پیامبر خدا نشسته اند تا پیامبر لب به سخن بگشاید .

پیامبر ،  ابتدا آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد اما آنان را در ادعای خود مبنی بر الوهیت حضرت مسیح استوار یافت . گروه نجرانی تولد عیسی علیه السلام را که بدون واسطه پدر محقق شده بود را دلیل الوهیت حضرت مسیح « علیه السلام » می دانستند.

 اینجا بود که فرشته وحی آیاتی دلنشین را بر قلب پیامبر نازل کرد و تولد حضرت عیسی «علیه السلام»را همچون تولد حضرت آدم علیه السلام برشمرد .

حضرت جبرئیل « علیه السلام » با آیات زیر ، وجود نازنین پیامبر را غرق در آرامش کرد و پاسخی در خور را در مقابل رای و نظر گروه نجرانی نهاد .

إِنَّ مَثَلَ عِیسَىٰ عِندَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ  خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (۱)

اما گویی گوش هیئت نجرانی به این برهان مستدل قرآنی بدهکارنبود و انکار آنان را برانگیخت .

حالا فرصتی مغتنم فراهم آمده بود تا خداوند حقانیت پیامبر و خاندان پاکش را به رخ جهانیان بکشاند و از این بهانه مقدس ، مجالی ارزشمند بیافریند تا شان و جایگاه حقیقی آل محمد بر همگان آشکار شود .  

خداوند به پیامبر خود دستور مباهله (۲) می دهد تا از این طریق حقیقت محض آشکار و دروغ گوی ستم پیشه  رسوا شود .

آیات زیر  پیامبر را به مباهله با مسیحیان نجران دستور داد و همچون همیشه قلب پیامبر صلی الله علیه و آله را سرشار از نور و سرور کرد .

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ (۳)

مسیحیان نجران که خود را برحق می یافتند و استدلالات خداوندی را به هیچ شمردند. بر مباهله با پیامبر توافق کردند و به این صورت میعاد و موعدی بر این امر معین شد تا از رهگذر ابتهال  ،تضرع و دعا در پیشگاه خداوند متعال ، حق ، جمال زیبای خود را به تمامی آشکار کند .

حال پیامبر است و وعده ای که با مسیحیان نجران گذاشته است . او باید برترین ها را از میان مردان  ،زنان  و فرزندان قومش برگزیند و به وعده گاه ببرد .

قرعه به نام چه کسی خواهد افتاد ؟

پیامبر از میان نزدیکان و اصحاب خود کسی را مقرب تر ، پاک تر و عزیز تر از فاطمه زهرا «سلام الله علیها»حسنین  «علیهما السلام» و علی «علیه السلام» نمی یابد . ناگزیر آنان را در روز وعده با خود همراه      می کند.

او با خود ، چهره هایی را همراه می کند که با آسمان مانوس و با فرشتگان هم نفس اند .

او با خود افرادی را به میدان می آورد که با عرشیان نزدیکتر از فرشیان اند و با افلاکیان قریب تر از فرشیان .

چهره های نورانی و دست های پاک آنها آنقدر در نزد خدا آبرو دارند که بتوانند کوهها را جابجا کنند و دریا ها را به کوره هایی از آتش مبدل سازند .  

بیست و چهارم ذی حجه سال دهم هجرت است .

پیامبر  «صلی الله علیه و آله » می آید در حالی که حسین  «علیه السلام» را در آغوش دارد ،  دست حسن «علیه السلام »را در دست گرفته و فاطمه « سلام الله علیها  و علی « علیه السلام » را نیز درکنار .

او اگر در گفته خود ذره ای  شک داشت هرگز با عزیز ترین عزیزان خود در این هنگامه حضور نمی یافت .

ابو حارثه ،  اسقف اعظم گروه نجرانی با دیدن این صحنه اینگونه لب به سخن گشود :

«من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند » (۴)

سخنان این مرد که دانا ترین این قوم بود همگان را تحت تاثیر قرار داد و برای آنها راهی را جز مصالحه باقی نگذاشت . آنان چاره ای جز تسلیم نداشتند. پیامبر رحمت نیز با آنان به قرار زیر مصالحه کرد:

« هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. »

و اینگونه داستانی زیبا ، خواندنی ، عبرت آموز و تامل برانگیز از زندگی خاندان پیامبر رقم می خورد و صفحات زرینی در تاریخ ماندگار حقانیت شیعه به یادگار می ماند .

 

منابع :

  1. آل عمران ۵۹ : مثل عیسی درنزد خدا ،همچون آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود : موجود باش او هم فورا موجود شد ( بنابراین وولادت مسیح بدون پدر هرگز دلیل بر الوهیت او نیست . (ترجمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی)
  2. مباهله به معنای نفرین کردن . یعنی دعای بد کردن ،یکدیگر را لعن کردن ، یکدیگر را لعنت کردن ونفرین کردن و آن چنین است که چون اختلافی میان قوی روی دهد گرد هم آیند و گویند « لعنه الله علی الظالم منا » لعنت خدا بر ستمکاران از میان ما . ( لغت نامه دهخدا ذیل واژه مباهله )
  3. آل عمران ۶۱ ترجمه : هر گاه بعد از علم و دانشی که ( در باره مسیح ) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند ، به آنها بگو : « بیایید ما فرزندان خود دعوت کنیم ، شما هم فرزندان خود را ؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم ، شما هم زنان خود را ؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم ، شما هم از نفوس خود ؛ آنگاه مباهله کنیم ؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم . » ( ترجمه آیت الله مکارم شیرازی )
  4. تفسیر نمونه جلد ۲ ص ۵۷۹

 

                                                                               تهیه و تنظیم : مجید اکبری