در آیینه رسانه ها :
گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»        اختصاصی/ نقش بارز نظام سلطه در طراحی و راه اندازی حوادث فتنه سال ۸۸        حلول ماه ربیع الاول مبارکباد        شعری که شب اربعین امسال در کربلا گفته شد        وحدت در آئینه نگاه امام        مدح و مراثی حضرت ابواالفضل العباس (علیه السلام)        بیانیه‏ شانزدهمین اجلاس رسمى مجلس خبرگان رهبرى «دوره‏ ى چهارم»        خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد        حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی        آخرین جمعه سال است کجائی آقا؟       
کلام نخست
صوت و فيلم
تاريخ انتشار : ۱۰-۲۶-۹۵     نظرات:هیچ دیدگاهی برای مرگ واعظی کامل ثبت نشده      موضوع :نوشته ها

این سخن پیامبر خوبی ها ،حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) که فرمود:

کَفی بِالمَوتِ واعِظاً؛

“برای موعظه و اندرز مرگ کافی است.”

برخی تصور می کنند مهلتشان در دنیا تمام شدنی نیست!

با همین تصور در این فرصت عمر و مهلت در دنیا، تمام انرژی و توان خود را برای فرصت های دنیائی و فرصت سازی و فرصت طلبی مصروف می کنند،

در این غفلت آباد دنیا ، زنگ های هشدار بتناسب غفلت زدگی و غرقه شدن در دل مشغولی های دنیائی لازم است تا مشغولین و غافلان را بیداری بخشد.

هر کس بتناسب آمادگی و سطح هشیاری باقیمانده، نسبت به زنگ های هشدار عکس العمل نشان می دهد؛

یکی با مشاهدۀ فراز و فرود مقام و موقعیت دیگران به اعتباری بودن و بی اعتباری این مقامات دنیوی پی می برد،

یکی با قرار گرفتن خودش در آن شرایط!

امّا داستان مرگ متفاوت است.

مرگ واعظ است ،لیکن باید با مرگ دیگران تنبّه حاصل شود و ما به این نتیجه برسیم که ما هم به کاروان مرگ ملحق می شویم و با این تنبّه مسیر آیندۀ خود را با بیداری و هشیاری بپیمائیم.

اگر بنا باشد بیداری با مرگ خودمان بدست آید ، قطعاً به کارمان نخواهد آمد.

برای این بیداری مستحق تر از همه اصحاب سیاست و قدرتند.

کسانی که برای دستیابی به پست و مقام تلاش می کنند ، نگاهی به پشت سر کنند ، ببینند عاقبت چه کسانی چه شد؟

جمله ای از قول امیر کلام ،حضرت امیرالمؤمنین علی:

بارها شنیده ایم که اگر ریاست ماندنی بود به تو نمی رسید!

بسیار دیده ام که افرادی برای دستیابی به ریاست و جایگاه مدیریتی و قدرت، حتی در شرایط ریسک حاصل یک عمر خود را به میدان آورده اند.

حتی بر شرافت، انسانیّت و صداقت خود چوب حراج زده اند، حاصل اینکه وقتی بر اریکه قدرت نشسته اند ، یا روز به روز بر وزر و وبال خود افزوده اند و یا خوش بینانه ترین حالت این بوده که با کمی مراقبت کمتر به بار گناه افزوده ولی بالاخره مجبور به تحویل آنچه با هزینۀ فراوان بدست آورده اند گردیدند.

برخی با مشاهدۀ این تجارب هم بیدار نمی شوند ، اگر ذرّه ای به هوش باشند ، مرگ صاحب منصبان و صاحبان قدرت دیگر باید بیدارشان کند.

وقتی بالاترین مقامات دنیائی ، پایان می پذیرند، و قبر صندوق اعمال است ، دیگر غفلت و دنیا طلبی چرا؟

برخی دیگر حتماً باید خودشان بمیرند، تا با پتک محاسبه بیدار شوند،و تا مثقال ذرّه را دیدند ، بیدار شده و انگشت ندامت بگزند.

و آن زمان قطعاً این هشیاری آنانرا سودی نخواهد بخشید و عذابی مضاعف به ارمغان می آورد.

دولتمردان ! صاحب منصبان! امانتداران مردم ! در هر سطحی که عهده دار هستید و هستیم بدانیم در موقفی که همین لحظه قرار داریم ، تضمینی برای خروج و جابجائی نداریم .

چه بسا « الموت یأتی بغتة والقبر صندوق العمل»

غرور بلندی آرزوها و اشتغالات دنیا ، ما را با خود نبرد.

بیائیم حقیقت مرگ را آئینۀ عبرت خویش قرار دهیم و بدانیم ؛ روزی فرا خواهد رسید که نه جاه و مقام ، و نه مال و منال ، و نه فرزندان و کسان به فریادمان نخواهند رسید. و فقط ما می مانیم اعمالمان، ما و امانتداریمان، ما و عدالتمان ، و ما و رعایت حق الله و حق النّاس. اگر در این دنیا با نگاهی نافذ حقیقت دنیا را دیدیم و چرب و شیرین دنیا غافلمان نکرد و زر و زیور دنیا ما را نفریفت می توانیم بگوئیم «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی    تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ»

وگرنه وامصیبتا لقلة زادی و طول املی و وحشة قبری ..