در آیینه رسانه ها :
گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»        اختصاصی/ نقش بارز نظام سلطه در طراحی و راه اندازی حوادث فتنه سال ۸۸        حلول ماه ربیع الاول مبارکباد        شعری که شب اربعین امسال در کربلا گفته شد        وحدت در آئینه نگاه امام        مدح و مراثی حضرت ابواالفضل العباس (علیه السلام)        بیانیه‏ شانزدهمین اجلاس رسمى مجلس خبرگان رهبرى «دوره‏ ى چهارم»        خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد        حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی        آخرین جمعه سال است کجائی آقا؟       
کلام نخست
صوت و فيلم
تاريخ انتشار : ۰۱-۱۷-۹۶     نظرات:هیچ دیدگاهی برای مدیریت متدین ،انقلابی و کارآمد ثبت نشده      موضوع :نوشته ها

مدیریت متدین:

اینکه کشور ما نیازمند مدیریت متدین ،انقلابی و کارآمد برای حل مشکلات است، با پرداختن به تعریف عملیاتی هر یک از این ویژگی ها می توان به عمق این گزاره پی برد لذا فعلا این سه ویژگی را مورد توجه قرار می دهیم.

تدیّن:

دینداری مدیر یا به تعبیر دقیق تر مدیریت متدینانه چه نوع مدیریتی است؟

برخی وقتی سخن از دیانت مدیر می آید ظواهر و شعارها و نمودهای مدیران را حمل بر دیانت مدیر می کنند و برای مدیران متدیّن اینگونه افراد را بعنوان نمونه ذکر می کنند.

این نگاه بسیار سطحی و غلط است ،

یک انسان در عرصه اجتماعی می تواند متدین شناخته شود و ظواهر دینداری بر او اثبات گردد لیکن مدیریتش به هیچوجه دینی نباشد!

سخنانش مملو از اصطلاحات دینی باشد ، برای اثبات سخنانش و مسیری که می پیماید از گزاره های دینی استفاده کند ،لیکن روح دین در تفکر و عمل مدیریتی او جاری نباشد.

اینجاست که اتفاقا این نوع مدیریت  ضررهایش برای دین بیشتر از مدیریتی است که رسما ظاهر غیر دینی،سکولار و یا ضد دین دارد.

به عنوان مثال دم از دین بزنیم و برای اثبات یک شیوه مدیریتی که هیچ نسبتی با دین و سیره بزرگان دین ندارد پای اولیاء خدا را به گونه ای به میان بکشیم که دقیقا فهم ناروائی از سیره و روش یک معصوم که خود و روشش را الگو معرفی کرده در افکار عمومی شکل بگیرد،که اگر نبود هدایت  حضرت امام خمینی( قدس سره) و رهبر حکیم انقلاب از ابتدای انقلاب تا کنون سیاستمداران دیندارنما چه بر سر فهم دینی مردم برای دنیای خودشان و اطرافیانشان می آوردند (حال یا آگاهانه و یا بواسطه فهم التقاطی و غلط خودشان)

مثال واضح آن در توجیه مذاکرات غیر اصولی با شیطان بزرگ با ویژگی نابرابری ستانده ها و داده ها و پذیرش بسیاری تحمیل ها ، استناد غلط و به تعبیر دقیقتر تهمت مذاکره امام حسین (علیه السلام) با عمر سعد.

امام حسین (علیه السلام) که با عدّه و عُدّه کم تا پای جان مقابل استکبار زمان خود برای عزت می جنگد و در میدان جنگ هم از موضع قدرت با فرماندهان سپاه دشمن هدایتگرانه سخن می گوید

چگونه الگوی مذاکره ای قرار می گیرد که از ابتدا تا انتهای فکری و عملی مذاکرات هیچگاه سیره اش و نگاه عزت آفرینش در روند مذاکرات به عنوان الگو قابل درک نیست.این جفا به دینداری و امام بزرگ عزت و آزادگی نیست؟

امامی که خوب توصیف کرد دینداران را و تمایز آنان را از مدعیان دینداری.

آری آنان که برای دین مایه از جان و نان میگذارند بسیار متفاوتند با کسانی که با دم زدن از دین دنبال آب و نانند….

در مطالب فوق کلیاتی در خصوص مدیریت متدین با ذکر مصداقی از یک شیوۀ نوع برخورد با دین در زمینۀ مدیریت مطرح شد ،در ادامه صریح تر و روشن تر به موضوع می پردازیم. وقتی سخن از عامل تدیّن در مدیریت به میان می آید ،باید اینگونه به مطلب و موضوع نگریست که مگر عامل مدیریت چه نقشی در تدبیر امور می تواند داشته باشد که برون رفت از مشکلات کشور از منظر رهبر حکیم و فرزانۀ انقلاب تجلّی تدیّن در مدیریت از عوامل محوری و اولویت دار این عرصه قرار می گیرد؟ با دو مقدمه این مهم را به بررسی می نشینیم: ا- کسانی می توانند این مطلب را بپذیرند و تلاش خود را بر آن استوار نمایند که به جامعیت دین و پاسخگو بودن آن به نیاز بشر در هر زمان همچون امام راحل و رهبر معظم انقلاب اعتقاد عمیق و راسخ و باورمندانه داشته باشند.  ۲ – در راستای این اعتقاد بدون متأثر شدن از پروپاگاندای تفوق علمی غرب و تحجر علمی حوزه های علوم انسانی و اجتماعی و حکومت داری را از علوم فنی و تکنولوژیکی تفکیک کرده ،عزم جزم برای جاری کردن هدایت الهی و آموزه های دینی در جامعه به عنوان نسخۀالهی و برتر برای نیل به سعادت فرد و جامعه داشته باشند. 

 بدیهی است آنانکه دچار خودباختگی در برابر غرب هستند با هر لباس و نامی که باشند نمی توانند نمایندۀتفکری باشند که در مسیر مدیریت متدین قرار گیرند.

مدیریتی را می توان متدین نامید که:

۱- مدیریت وسیله ای برای هدف والای خدمت متدینانه در نظر گرفته شود،یعنی الف)رسیدن به مدیریت خود هدف نباشد. ب) مدیریت طعمه و وسیله رسیدن به منافع شخصی و گروهی نباشد.

۲- مدیریت دارای دو چهارچوب قانون و شرع باشد ، مدیریت متدین دو روح جاری در تدبیر امور دارد یکی روح قانونمندی و تقید در برابر قانون و دیگری روح تدین و پایبندی به قوانین الهی و احکام شرعی مبتنی بر هدایت ولایت مطلقه فقیه.

۳- در مدیریت متدین مدیر زمانی مسئولیت می پذیرد که شرایط و توانائی لازم را برای انجام وظیفه در مسئولیتی که می پذیرد داشته باشد،همچنین شخص دیگری را که از او تواناتر و شایسته تر بوده و زمینه و آمادگی لازم برای پذیرش مسئولیت دارد نشناسد(با آمدن او به عرصه مدیریت فرد تواناتر و شایسته تر حذف نشود.)

۴- در مدیریت متدین وسیله با هدف توجیه نمی شود و هر اقدامی باید دارای هدف درست بوده و با وسائل و روش صحیح پیگیری شود. از بیت المال پاسداری می شود و از طرف دیگر حق هیچکس به نام تقویت بیت المال ضایع نمی گردد.

۵ – در مدیریت متدین دو شاخص عدالت و رعایت حقوق همگان و همچنین بهره مندی یکسان از فرصت ها و امکانات برای صاحبان حق بسیار جدی و پررنگ است. و بی عدالتی و تبعیض و رانت خواری در آن راه ندارد.

https://t.me/modiriatekaramadvaenghelabi