در آیینه رسانه ها :
گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»        اختصاصی/ نقش بارز نظام سلطه در طراحی و راه اندازی حوادث فتنه سال ۸۸        حلول ماه ربیع الاول مبارکباد        شعری که شب اربعین امسال در کربلا گفته شد        وحدت در آئینه نگاه امام        مدح و مراثی حضرت ابواالفضل العباس (علیه السلام)        بیانیه‏ شانزدهمین اجلاس رسمى مجلس خبرگان رهبرى «دوره‏ ى چهارم»        خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد        حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی        آخرین جمعه سال است کجائی آقا؟       
کلام نخست
صوت و فيلم

imagesروابط

مقدمه:

نظریه های آرمانگرایی و واقعگرایی دو نظریه ای هستند که بلافاصله به عنوان نظریه های جریان اصلی در روابط بین الملل مطرح شدند . طرفداران آرمانگرایی را طیف وسیعی از صلح طلبان ، فدرالیستهای جهانی ، بشر دوستان ، قانون گذاران و اخلاق گرایان را در بر می گیرد .

با شروع بحران های اقتصادی ۱۹۲۹ و شروع جنگ جهانی دوم ، اصول نظریه آرمانگرایی و قدرت تبیین این نظریه توسط واقع گرایان زیر سوال رفت و از این نقطه است که اولین مناظره در میان دانشمندان و نظریه پردازان روابط بین الملل بوجود آمد.

واقع گرایان نگاه بدبینی به سرشت انسان دارند . واقع گرایان سیاست را به منزله کشمکش بر سر قدرت تعریف کردند . به نظر واقع گرایان دولتها موجوداتی خودخواه هستند که از هر طریق در پی به حداکثر رساندن منافع ملی خود می باشند. واقع گرایی به دلیل اینکه نظریه ای است که دارای مفروضاتی است که با نمودهای عینی در صحنه روابط بین الملل بصورت شفاف قابل لمس است ، به سرعت مورد استقبال سیاستمداران  قرار گرفت.

واقع گرائی و واقع گرایان:

مایکل دویل می گوید می توان ۳ سنت فکری واقع گرایی را با ۳ اندیشه کلاسیک پیوند داد 

بنیاد گرایی متاثر از ماکیاول  

ساختار گرایی متاثر از هابز

    تکوین گرایی که تحت تاثیر رو سو است

 نخستین واقع گرا:

    در این که چه کسی نخستین واقع گرای بزرگ در تاریخ است اتفاق نظر وجود ندارد. از نظر دوئرتی، منسیوس و کاتیلیا نخستین واقع گرا می باشد. کاتیلیا در کتاب آرتاساسترا به توصیف جهان می پردازد براساس آنچه که هست نه بر اساس آنچه که باید باشد. آرنولد نیبور، آگوستین قدیس را نخستین واقع گرا می داند. ای- اچ- کارهم ماکیاول را به خاطر ۳ عنصری که در بنیاد فکری او قرار دارد در این زمینه شاخص می داند، تاریخ و نظریه و جدایی اخلاق از سیاست.

هابز با بدبینی نسبت به ذات انسان درشمار واقع گرا یان قرار می گیرد. او معتقد است میثا قها  بدون شمشیر  صر فا کلماتی هستند که نمی تواند انسان را حفظ کنند . هگل نیز جایگاه قدرت را مهم می داند ، باور هگل به اینکه مهم ترین هدف دو لت حفظ خود است از بنیانهای وا قع گرایی محسوب می شود.

واقع گرایی در واکنش به بحران نظام بین الملل و ضربه آن به بنیانهای فکری و فلسفی آرمان گرایانه شکل گرفت.

بنیان فکری واقع گرایی قرن ۲۰  :

واقع گرایان دولت را بازیگر اصلی صحنه سیاست بین الملل تلقی می کنند و معتقد هستند که سایر بازیگران مانند شرکتهای چند ملیتی و به طور کلی سازمانهای غیر حکومتی در چهار چوب روابط میان دولتها عمل می کنند، در حالی که دولت در سطح داخلی قادر به اعمال اقتدار می باشد در سطح خارجی در یک نظام فاقد اقتدار مرکزی با سایر دولتها در همزیستی به سر می برد. در چنین محیطی دولتها با یکدیگر رقابت می کنند و ماهیت این رقابت بر اساس بازی با حاصل جمع صفر تعیین می گردد.

واقع گرایان ضمن تاکید  بر قدرت و منافع ملی بر این اعتقادندکه اصولا از بین بردن غریزه قدرت صرفا یک آرمان است

بنابراین تعقیب و کسب قدرت یک هدف منطقی و اجتناب ناپذیر سیاست خارجی به شمار می رود. آنها برای استقلال دولتها اهمیت زیادی قائل هستند و معتقدند که در نبود حکومت جهانی، عملا دولتها در حالت مبهم به سر می برند و همزیستی از طریق حفظ موازنه قدرت حاصل می شود.

برخی نویسندگان واقع گرا که افکارشان از اواخر نیمه نخست قرن ۲۰ تاثیر عمده ای بر رشد این مکتب  گذاشت  عبارتند از :
ای_اچ_ کار
آرنولد نیبور
فردریک شومان
ریمون آرون
جرج کنان
هانس مورگنتا

۱-هانس جی مورگنتا

به دلیل این که هانس جی مورگنتا بیشترین تاثیر را بر تدریس روابط بین الملل در دانشگاه ها داشت و از سوی دیگر ،نظریه نسبتا جامعی از روابط بین الملل ارائه داده است و او را تنها کسی میدانند که به ارائه یک تبیین منطقی و دارای انسجام درونی از رفتار دولتهای ملی پرداخته او را به عنوان یک نظریه پرداز واقع گرایی  می شناسند،

 مورگنتا نظریه اش را تحت عنوان شش اصل واقعگرایی سیاسی مطرح می کند:


۱- سیاست ریشه در ماهیت غیر قابل تغییر و ثبات انسانی دارد.

۲- دولتمردان بر حسب منافعی که به عنوان قدرت تعریف می شود.به اندیشه واقدام می پردازد و شواهد تاریخی این فرض را تاکید می کند.

۳- عبارت«منافع تعریف شده به عنوان قدرت» معنایی سست و لرزان دارد. برای اینکه در این جهان دولت ها درگیر رقابت بر سر یک قدرتند سیاست خارجی تمامی دولت ها و کشور ها باید بقاء را به عنوان قطعی ترین هدف سیاست خارجی تلقی نمایند.

۴- اصول عام اخلاق را نمی توان در مورد اقدامات دولت ها به کار بست بلکه باید این اصول را ازصافی شرایط خاص زمانی و مکانی عبور داد.

۵- آمال و آرزوهای اخلاقی یک کشور خاص را با قوانین اخلاقی حاکم بر جهان ،یکی نمی گیرد.

۶- استقلال حوزه سیاسی-اقدامات سیاسی را باید با معیارهای سیاسی مورد قضاوت قرار داد از دیدمورگنتا کشور ها از سه نوع سیاست پیروی می کنند؛ الف)حفظ وضع موجود. ب)تجدید نظر طلبی. ج)پرستیژ و نمایش قدرت.  


کتاب سیاست میان ملتها او را مهم ترین کتاب در رهیافت نظری روابط بین الملل می دانند. دیوید مکلند نظریه مورگنتا را از محرکهای اصلی انقلاب رفتاری می داند. مورگنتا هم مانند دیگر نظریه پردازان واقع گرا سرشت انسان را شرور می داند که این شرارت او در قدرت طلبی اوست.

نقدی که به او وارد می شود این است که آثار مورگنتا مشابه یک واقع گرایی نوستالژیک است.

۲- ا.ای.اچ.کار
کتاب بحران ۲۰ ساله از اثار او می باشد. او واقع گرایی را به عنوان پایان مرحله  آرمان گرایی میداندو .او معتقد است که اگر همگان واقعا خواستار دولت جهانی یا امنیت دسته جمعی باشند ، تحقق آن آسان خواهد بود.انتقادی که به کار وارد است این است که او جایگاه خود را در میان آرمانشهری و واقع گرایی روشن نمی کند.گاه این دو را جمع می کند وگاه غیر قابل جمع می داند. در واقع کار بیشتر نگاه به تغییر و اصلاح دارد و خود را بیشتر عملگرا می داند.

۳- رینولد نیبور
به نظر کنت تامپسون پدر فکری واقع گرایان  می باشد که بیش از همه در راه نیل به یک نظریه منسجم و قابل درک از روابط بین الملل تلاش کرد.

به اعتقاد او در ذات انسان اراده ی معطوف به زندگی وجود دارد که از اراده ی معطوف به قدرت ناشی می گردد، سیاست بین الملل را تلاش برای حفظ وکسب قدرت می داند. او امکان از بین  رفتن تعارضات در سطح بین المللی را از طریق ایجاد حکومت های جهانی نفی میکند.

۴- فردریک شومان
.از نظر او واحد های سیاسی خود مختار هیچ اقتدار بالاتری را نمی پذیرد وبا جنگ منافع خود را دنبال می کنندو حفظ خود هدف هر دولتی است. از نظر شومان صلح هیچ گاه هدف نیست بلکه شرط لازم  برای افزایش قدرت نسبی میباشد. از نظر شومان در این نظام بین الملل موازنه قدرت سازوکار مهمی است ،اعضائ برای دفاع از خود در برابر تهدید متحد می شود و اتحاد آنها تمایل یک کنشگر برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را سرکوب می کند ، روزنا و دیویس  شومان  را از نمایندگان شاخه ای از مکتب واقع گرایی می دانند که صرفا به عنوان عکس العمل در قبال تحولات جاری در نظام    بین الملل ظهور کرد. 

۵- ریمون آرون
در کتاب جنگ و صلح به تحلیل چهار جانبه از روابط بین الملل  در ابعاد نظری .جامع شناختی.تاریخی وعلمی می پردازد.در تصویر آرون از روابط بین الملل واحد های سیاسی مستقلی وجود دارد که هر یک به خود حق می دهند که عدالت را در اختیار گیرند و در مورد جنگ یا صلح تصمیم گیری کنند. هدف اصلی در نظام تضمین امنیت است وقدرت طلبی واحد های سیاسی در نظام بین الملل مورد توجه او است.
۶- جرج کنان
او نیز مانند واقع گرایان سرشت بشر را غیر منطقی و خود خواه وسر کش می داند معتقد است ایجاد تغییرات بنیادین در بشر بسیار دشوار است. او معتقد است تعارضات بین المللی پایدار هستند و فقدان هماهنگی در تحولات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی  دولتها در بروز کشاکشها نقش دارد. البته او به استفاده از دیپلماسی هم خوش بین است. در واقع دیپلماسی در نظام بین الملل باعث تعدیل تعاراضات می گردد.

نو واقع گرایی :
واقع گرایی در اوایل دهه ۱۹۸۰ به عللی نظیر ورود جنگ سرد و رقابت تبلیغاتی میان شرق و غرب و در واکنش به رفتارگرایی و موضوع وابستگی تجدید حیات یافت. در واقع  “نو واقع گرایی” بیش از هر چیز تلاشی برای علمی کردن واقع گرایی است.
نو واقع گرایان عمدتا بر مختصات ساختاری نظام بین الملل تاکید می کند. در واقع سطح تحلیل را نظام بین الملل قرار می دهند و می گویند نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را مشخص می کند. نو واقع گرایان مفهوم ساختار سیستمی را توسعه می دهند. در واقع این ساختار است که روابط سیاسی واحدهای متشکله را تشکل بخشیده، تحت فشار قرار می دهد. نو واقع گرایان می گویند وقتی سیاست بین الملل به صورت یک نظام یا ساختار مجزا دقیقا تعریف شود، این وضعیت سر آغازی برای نظریه پردازی روابط بین الملل و نقطه عزیمت واقع گرایی سنتی می شود.
نو واقع گرایان بر خلاف واقع گرایان کلاسیک تمایلی به استفاده از زور از خودشان نشان نمی دهند. از نظر آنها تمامی دولتهای موجود در درون نظام بین الملل از لحاظ کارکردی به واسطه وجود فشارهای ساختاری، در وضعیت مشابهی به سر می برد همین وضعیت باعث تحمیل نظم و روشی به دولتها می شود. یکی از حوزه های مورد توجه واقع گرایی جدید مسائل اقتصادی بین الملل بود.

از جمله نظریه پردازان نو واقع گرایی :

کنت والتز

مورتون کاپلان

رابرت گیپلین

استفان کراسنر

به دلیل اهمیتی که کنت والتر در نظریه پردازی نو واقع گرایی یا به عبارتی واقع گرایی ساختاری دارد. به بررسی نظریه او می پردازیم:

کنت والتز:

کتاب نظریه سیاست بین الملل و انسان، دولت و جنگ از مهمترین متون نظری روابط بین الملل محسوب میشود. والتر بی تردید علم گراست از هر گونه قضاوت مورگنتایی درباره عقلانیت سیاست خارجی پرهیز می کند، به رغم اینکه او را اثبات گرا می دانند اما دقت در آراء او نشان می دهد که او از بسیاری از مفروضه های ساده انگارانه اثبات گرایی فاصله دارد و به همین دلیل برخی او را از نظر معرفت شناختی و روش شناختی ابطال گرا و یا لاکاتوشی می دانند.

از نظر او ساختار سیاسی از ۳ اصل تشکیل شده است :
۱٫اصل سازماندهنده
۲٫تفکیک کارکردها
۳٫ توزیع توانمندیها


اصل سازمان دهنده در جوامع داخلی سلسله مراتبی و در نظام بین الملل آنارشی است.

او در کتاب انسان ، دو لت ،جنگ  ۳ سطح تبیین  را برای جنگ مشخص می کند :
۱٫انسان:سرشت انسان را جنگ طلب می داند، عامل جنگ را انسان میداند .
۲٫دولت: سرشت جنگ را در جنگ طلب  بودن  دولت های خاص می داند.
۳:ساختار انارشیک نظام بین الملل را عامل تعا رض می داند .
البته میگوید بدون شناخت عا مل ۱ و ۲  نمی توان  به ساختار بین الملل  شناخت پیدا  کرد.

واقع گرایی نو کلاسیک :

واقع گرایی نو کلاسیک عنوانی است که گیدئون رز به مجموعه ای از آثار در روابط بین الملل داده است که در تبیین سیاست خارجی و فراتر از آن در توضیح روابط بین الملل از بسیاری از بینشهای واقع گرایی استفاده کرده است. نو کلاسیکها  برخلاف نو واقع گرایان تنها به عوامل سطح ساختار نظام توجه نمی کنند، بلکه بر آن هستند که برداشتهای ذهنی و ساختار داخلی دولتها نیز حائز اهمیت اندو به نوعی بر لزوم نگاه به سطوح مختلف تحلیل تاکید دارد. نو کلاسیکها را می توان بر اساس تقسیم بندی جک اسنایدر در دو مقوله تهاجمی و تدافعی گنجاند.

واقع گرایان تهاجمی:

در واقع آنها معتقدند که آنارشی دولتها را وادار می کند که قدرت نسبی خود را به حداکثر رسانده زیرا امنیت و بقا در درون نظام بین الملل هیچ گاه قطعی نیست و دولتها می کوشند قدرت خود را به حداکثر برسانند. در واقع این آنارشی وضعیتی هابزی است که در آن امنیت کم یاب است و دولتها می کوشند با به حداکثر رساندن امتیازات نسبی خود به آن نائل شوند.
از اعضای شاخه واقع گرای تهاجمی می توان به فرید زکریا و جان مرشایمر اشاره کرد. فرید زکریا معتقد است که هنگامی که دولتها ثروتمند میشوند، قدرت نظامی خود را افزایش می دهند و هنگامی که تصمیم گیرندگان اصلی آنها تصور می کنند قدرت آنها از نظر نظامی افزایش یافته راهبردهای تهاجمی اتخاذ می کنند. در واقع از نظر نو کلاسیکهای تهاجمی قدرت دولت مهمتر از قدرت ملی است.

مرشایمر معتقد است که هدف اصلی هر دو لتی آن است که  سهم خود را از قدرت جهانی افزایش داده و این به معنای  کسب قدرت به زیان دیگران است و به نظر او دلیل اصلی  قدرت طلبی  دولتها  را باید  در ۳ چیز جستجو کرد:
۱ .ساختار آنارشیک نظام بین الملل .
۲٫توانمندیهای تها جمی که دولتها  از آن بر خوردارند.
۳٫عدم اطمینان  در مورد  نیات و مقاصد  دشمن .
او بر خلاف واقع گرایان  کلاسیک .سرشت قدرت  طلب  و جنگ طلب بشر را مهم نمی داند  و معتقد است  این دو لتهای قوی هستند که به نهادهای  بین المللی شکل می دهند  تا بتوانند  سهم خود را از قدرت جهانی  را حفظ کنند و دو لتها باید آنچه را که وا قع گرایان تها جمی دیکته می کنند ،عمل  کنند.

واقع گرایی تدافعی:

 فرض آنها بر این است که آنارشی بین الملل معمولا خوش خیم است یعنی امنیت چندان نایاب نیست و فراوان است در نتیجه دولتهایی که آنرا در می یابند رفتاری تهاجمی نخواهند داشت و تنها در شرایطی که احساس کنند تهدیدی علیه آنها وجود دارد نسبت به آن واکنش نشان می دهند.

 به نظر، تالیا فرو، واقع گرایی تدافعی مبتنی بر ۴ مفروضه است:
معضله امنیت
ساختار ظریف قدرت
برداشتهای ذهنی رهبران ملی
عرصه سیاست داخلی
از جمله نظریه پردازان واقع گرایان تدافعی جک اسنایدر و استفان والت هستند.

تحقیق و تنظیم: حسین کاشانی پور

منابع:

  • روابط بین الملل – عبدالعلی قوام، سازمان مطالعات و انتشارات کتب علوم انسانی (سمت)، چاپ دوم، تهران        :۱۳۸۴
    نظریه های متعارض در روابط بین الملل – حمیرا مشیر زاده سازمان مطالعات و انتشارات کتب علوم انسانی (سمت)، چاپ اول، تهران :۱۳۸۵