imagesروابط

مقدمه:

نظریه های آرمانگرایی و واقعگرایی دو نظریه ای هستند که بلافاصله به عنوان نظریه های جریان اصلی در روابط بین الملل مطرح شدند . طرفداران آرمانگرایی را طیف وسیعی از صلح طلبان ، فدرالیستهای جهانی ، بشر دوستان ، قانون گذاران و اخلاق گرایان را در بر می گیرد .

با شروع بحران های اقتصادی ۱۹۲۹ و شروع جنگ جهانی دوم ، اصول نظریه آرمانگرایی و قدرت تبیین این نظریه توسط واقع گرایان زیر سوال رفت و از این نقطه است که اولین مناظره در میان دانشمندان و نظریه پردازان روابط بین الملل بوجود آمد.

واقع گرایان نگاه بدبینی به سرشت انسان دارند . واقع گرایان سیاست را به منزله کشمکش بر سر قدرت تعریف کردند . به نظر واقع گرایان دولتها موجوداتی خودخواه هستند که از هر طریق در پی به حداکثر رساندن منافع ملی خود می باشند. واقع گرایی به دلیل اینکه نظریه ای است که دارای مفروضاتی است که با نمودهای عینی در صحنه روابط بین الملل بصورت شفاف قابل لمس است ، به سرعت مورد استقبال سیاستمداران  قرار گرفت.

واقع گرائی و واقع گرایان:

مایکل دویل می گوید می توان ۳ سنت فکری واقع گرایی را با ۳ اندیشه کلاسیک پیوند داد 

بنیاد گرایی متاثر از ماکیاول  

ساختار گرایی متاثر از هابز

    تکوین گرایی که تحت تاثیر رو سو است

(continue reading…)